جمال رضايى
667
بيرجندنامه ( فارسى )
شده در آن زمان چند تاجر هندى در بيرجند به كسب و تجارت مشغول بودند يكى دو تا از آنان اجناس خارجى و اروپايى - بويژه انگليسى - وارد مىكردند و مىفروختند . اين " سيك " ها گاهى برخى مشروبات خارجى بويژه انگليسى ( مانند كنياك ) مىآوردند و پنهانى مىفروختند كه خريداران آنها برخى از توانگران و اشراف بودند و عامّهء مردم آنها را نمىشناختند . « 1 » چون برخى از « حكيمباشى » ها نوشيدن برخى از انواع مشروبات الكلى را براى تسكين بعضى دردها ( بهويژه دل درد ) تجويز مىكردند عامّهء مردم به اين مشروبات ( بهويژه عرق ) دوا مىگفتند .
--> ( 1 ) . تا يكى دو دههء آغازين سدهء چهاردهم خورشيدى فروش مشروبات الكلى در بازار - نه تنها در بيرجند بلكه در سراسر ايرانزمين - معمول نبود و مردم اين كار را مذموم و حرام مىشمردند ولى پس از تأسيس كارخانههاى مشروب سازى دولتى براى فروش فرآوردههاى آنها فروشگاههايى در شهرها و از آن جمله در بيرجند داير كردند . به اين فروشگاهها " شعبه " ( شعبهء عرق فروشى ) مىگفتند .